Search

حق تفکر انسان ها را محفوظ بداریم

حق تفکر انسان ها را محفوظ بداریم

حق تفکر انسان ها را محفوظ بداریم

چند سال پیش هنگامی که در یک شهرستان کوچک در یک دانشگاه تیپ سه کار می کردم، از دانشجویانم خواستم تا برای بحث روی انواع تحقیقات، هر کدام مقاله ای را از یک مجله انتخاب کرده و به کلاس بیاورند. برحسب اتفاق مقاله ای از یک خواهر و برادر که خانم دکتر، استادیار آن دانشگاه و آقای دکتر نیز به دلیل مسایل اخلاقی، اخراجی آن دانشگاه بودند، به چشمم خورد. جالب آنکه در بالای این مقاله خانم دکتر خود را دانشیار و آقای دکتر را استادیار آن دانشگاه معرفی کرده بودند. این موضوع دستاویزی شد تا در خصوص تحقیق، حق کپی رایت و مسایل پیرامون آنها بیشتر بپردازم…

می دانیم که انجام تحقیق در ایران که با معیارهای روز دنیا نیز همخوانی داشته باشد، کار بسیار سختی است. نگاه افراد و سازمان ها به مقالات با این عنوان که باید سوژه هایی باشند که حتما به چاپ برسند، از یک سو و مسایل تحریم و مشکلات چاپ مقاله ای از سوی دیگر موجب شده تا سختی کار دو چندان شود. وابستگی ارتقای اعضای هیات علمی به چاپ مقالات متعدد به زبان انگلیسی در ISI و عدم آموزش مناسب به آنها در خصوص چگونگی نوشتن یک تحقیق یا مقاله و عدم آموزش نکات اخلاقی لازم برای انجام یک تحقیق نیز یکی دیگر از مشکلات تحقیق در ایران است.

در اینجا با مقایسه چند مساله ساده درخصوص روش های تحقیق در ایران و در سایر کشورها، می توانیم مساله را ملموس تر کنیم.

حق کپی رایت

در تمام کشورهای دنیا، افراد برای ترجمه کتاب، مقاله و یا هر آثار دیگری باید ضمن کسب اجازه از نویسنده آن، مبلغی نیز به عنوان حق کپی رایت به او بپردازند تا پس از طی کردن مراحل قانونی، اسم آنها در قسمت ترجمه (Translate) ذکر شود که متاسفانه این امر در ایران وجود ندارد و اکثر ترجمه ها، ترجمه هایی غیرقانونی و حتی گاهی با دخل و تصرف در اصل اثر به چاپ می رسند. باید قبول کنیم که مهم ترین سرمایه، یک سرمایه انسانی است و مهم ترین بخش یک کار، بخش ایده و فکر آن. اگر یک تفکر و ایده خوب وجود نداشته باشد، طبیعتا نمی توان کار خوبی ارایه داد. باید برای تفکر فردی که سال ها برای انتشار یک کتاب زحمت کشیده و ایده ای را پرورانده، اهمیت و ارزش قایل شویم و حقوق وی را رعایت نماییم.

زیرساخت های تحقیق

به نظر می رسد برای انجام تحقیق در ایران زیرساخت های مناسبی وجود نداشته و نگاهمان به مساله تحقیق، نگاه غلطی است. به عنوان مثال چاپ مقالات درISI را یکی از شرایط ارتقای اعضای هیات علمی قرار داده ایم و این در حالی است که آموزش های لازم به آنها برای چگونگی انجام یک تحقیق خوب و یا رعایت اخلاق تحقیق داده نشده است. نتیجه آنکه گاهی اساتید با حذف نام دانشجو و ترجمه آن به زبان انگلیسی، مقالات آنها را با نام خود به چاپ می رسانند. از سوی دیگر، امکانات لازم برای تحقیق نیز به آنها داده نشده است. به عنوان مثال در کشورهای پیشرفته برای پر کردن یک پرسشنامه به افراد پول می دهند و در عوض آنها متعهد می شوند تا پرسشنامه را به طور کامل و درست پر کنند، اما در ایران مردم از ارایه اطلاعات درست می ترسند و گاهی با پرسشگران برخورد می کنند.

برای تحقیق در داروهای جدید، در تمام دنیا باید به بیماران اطلاعات لازم داده شود و این تحقیق با رضایت آنها روی بیماران انجام شود. در حقیقت آنها باید بدانند جزیی از یک تحقیق هستند و در آن شرکت دارند، اما متاسفانه در ایران این کار بدون آگاهی و اطلاع بیمار و بدون رضایت آگاهانه آنها صورت می گیرد.

در کشورهای دیگر معمولا طرح ها بیمه هستند و اگر در طول تحقیق برای افراد مشکلی ایجاد شود، بیمه خسارت های آن را می پردازد؛ درحالی که در ایران بیمه ها حتی تعهدات درمانی را نمی توانند پاسخگو باشند.

رعایت استقلال علم

باید قبول کنیم که دنیای علم با دنیای اقتصاد متفاوت است و نباید با تولیدات علمی همچون تولیدات تجاری برخورد شود. اخبار تولیدات علمی باید در مجلات علمی به چاپ برسد و در میان دانشمندان اثبات شود، نه آنکه در رسانه های گروهی در بوق و کرنا شود. دانشمند انگلیسی که موفق به کشف DNA شد، آن را تنها در قالب یک مقاله علمی ارایه داد و برنده جایزه نوبل شد، اما در ایران با بزرگ نمایی و ساخت برنامه های تلویزیونی از تولیدات دارویی، همانند تولید یک کالای تجاری رونمایی می شود. سیاسی شدن علم در ایران موجب شده تا استقلال آن خدشه دار شود و بی شک این امر تبعاتی نیز به دنبال دارد.

برخورد با متخلفان

باور کنید فرق ما با کشورهای پیشرفته در سیستم هایمان است، نه در خلافکارهایمان. کشورهای پیشرفته نرم افزار دژاوو را برای ایران طراحی نکرده اند، بلکه آن را برای خودشان طراحی کرده اند و ما ناآگاهانه در دام آن افتاده ایم. این به آن معنا نیست که ما افراد بدی هستیم و آنها افراد متعهد و خوبی، بلکه تفاوت در سیستم و نوع برخورد آنها با خلافکارهاست. شاید اگر آنها نیز در ایران زندگی می کردند و سیستم کنترلی مناسبی نداشتند، کپی رایت را رعایت نمی کردند، اما آنچه در این میان ضروری می نماید، لزوم اجرای ضوابط و قوانین کنترلی مناسب در کشور و تعهد نخبگان به اجرای آن است، چرا که در هر جامعه ای نخبگان الگوی آن جامعه محسوب شده و می توانند آموزش های مناسبی را با رفتار خود به جامعه ارایه دهند.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *